آقای صالحی! این فیلم را با این حجم از شوخی های رکیک با خانواده می بینید؟
به گزارش بریونی، شوخی با زنان محجبه هم در همین چارچوب وارد فیلم می شود. در مواردی چیزی جز شوخی های سخیف با یک سبک زندگی و یک گروه اجتماعی خاص نیست.
سازمان سینمایی قرار نیست فقط مجوز عبور فیلم ها از فیلترهای اداری را صادر کند؛ تنظیم گری فرهنگی، قسمتی از مسئولیت آن در قبال کیفیت و استانداردهای عرضه عمومی آثار سینمایی است. با این وجود، بنظر می رسد ترس از چماق همیشگی «اگر مجوز ندهید، فیلم زیرزمینی عرضه می شود» بتدریج به بهانه ای برای کنار گذاشتن هرگونه مسئولیت در قبال کیفیت آثار تبدیل گشته است؛ «خانم والده» یکی از نمونه های روشن سینمایی است که نه قصه ای برای روایت دارد و نه ایده ای جز زن پوشی برای تولید موقعیت های مبتذل و شوخی های جنسی.
برای استخراج شوخی های جنسی و جنسیتی طراحی شده اند؛ از شوخی های مکرر و کثیف با پرتقال گرفته تا قرار دادن یک مرد در موقعیت هایی که مقرر است صرفاً به سبب زنانه یا مردانه بودنشان خنده تولید کنند؛ استخر، توالت و مجموعه ای از موقعیت های مشابه.
درام طراحی شده برای زن پوشی
در «خانم والده» با قصه ای مواجه نیستیم که در مقطعی از روایت، زن پوشی یکی از شخصیت ها را اقتضا کند؛ چیزی شبیه آن چه در «آدم برفی» رخ می داد و تغییر ظاهر شخصیت، جزئی از مسیر داستان بود. اینجا ماجرا برعکس است: زن پوشی ایده اولیه است و قصه، موقعیت ها و حتی شخصیت ها بعداً برای سوار شدن بر همین ایده سرهم شده اند.
نتیجه هم مجموعه ای از موقعیت های هجوآمیز است که بیشتر از آن که از دل داستان بیرون آمده باشند، برای استخراج شوخی های جنسی و جنسیتی طراحی شده اند؛ از شوخی های مکرر و کثیف با پرتقال گرفته تا قرار دادن یک مرد در موقعیت هایی که مقرر است صرفاً به سبب زنانه یا مردانه بودنشان خنده تولید کنند؛ استخر، توالت و مجموعه ای از موقعیت های مشابه.
حتی ارتباط میان موقعیت ها هم از همین منطق پیروی می کند: مردی که زن پوش شده، از یک سو با یک زن وارد دیالوگ های عاشقانه می شود تا شائبه همجنس گرایی را دستمایه شوخی قرار دهد و از طرفی در معرض میل افسارگسیخته یک پیرمرد برای برقراری رابطه جنسی قرار می گیرد تا بار دیگر زیرمتن های جنسی، جای داستان و شخصیت پردازی را پر کنند.
این ها در نهایت چیزی بیشتر از چند تکه طنز جنسی و جنسیتی به سبک کمدی های جُنگی دهه ۷۰ نیستند که به زور شخصیت «دکتر» به یکدیگر دوخته شده اند.
مردی که زن پوش شده، از یک سو با یک زن وارد دیالوگ های عاشقانه می شود تا شائبه همجنس گرایی را دستمایه شوخی قرار دهد و از طرفی در معرض میل افسارگسیخته یک پیرمرد برای برقراری رابطه جنسی قرار می گیرد تا بار دیگر زیرمتن های جنسی، جای داستان و شخصیت پردازی را پر کنند.
شخصیتی که حتی نخ روایت را هم به هم وصل نمی کند
این ها در نهایت چیزی بیشتر از چند تکه طنز جنسی و جنسیتی به سبک کمدی های جُنگی دهه ۷۰ نیستند که به زور شخصیت «دکتر» به یکدیگر دوخته شده اند.
مشکل اما فقط در ایده مرکزی فیلم خلاصه نمی گردد. کاراکتر دکتر، که ظاهرا باید نخ اتصال این موقعیت های پراکنده باشد، با بازی ضعیف و بی حوصله علی دهکردی حتی توان ایجاد همین پیوند حداقلی را هم ندارد. شخصیت اساسا برای چیزی فراتر از این نوشته نشده و نه گذشته ای دارد، نه خصوصیت متمایزی و نه انگیزه ای که بتواند حضورش را در ساختار فیلم توجیه کند.
«خانم والده» از این منظر بر خلاف ادعایش حتی از یک فیلم هندی بی منطق تر و کم اثرتر به نظر می رسد؛ چون دست کم در آنجا منطق اغراق و موقعیت معمولاً مقرر است تماشاچی را سرگرم کند، اما اینجا حتی اتصال موقعیت ها هم با سختی صورت می گیرد. اتفاقا، الگوی فیلم های هندی چه در فیلم نامه و چه کارگردانی به مراتب پیچیده تر و در خروجی به مراتب اثرگذارترند و «خانم والده» حتی نمی تواند کپی نازلی از آنها محسوب شود.
با این حال، حضور علی دهکردی در چنین فیلمی سؤال دیگری را هم به ذهن می آورد: بازیگری که سال ها در انتخاب نقش ها سخت گیر بوده و از حضور چشمگیر در سینما فاصله گرفته، چرا باید در چنین اثر بی محتوا و سطحی حتی در یک نقش حاشیه ای ظاهر شود؟
دو بازیگر بدون هیچ تلاشی برای بازی کردن
هرچند فیلم نامه به حدی نازل و سطحی است که دست همه بازیگران فیلم را مثل دهکردی می بندد. مقرر است بار اصلی فیلم بر دوش دو برادر با بازی رضا عطاران و عباس جمشیدی فر باشد و روایت با شوخی های این دو، جلو برود. اما این دو بازیگر هم چیزی فراتر از تیپ های آشنای کمدی های سطح پایین عرضه نمی کنند و مرتبا باید بصورت های آرایش شده شان بخندیم. بازیها فاقد ریزه کاری اند و آن چه از آنها باقی می ماند، عموما همان خوشمزگی های معمول شخصیت های نازل و فرصت طلب است؛ بدون آن که بازیگر بتواند لایه جدیدی به این تیپ های مصرف شده اضافه کند.
نه رابطه میان دو برادر (دو خواهر!) عمق پیدا می کند، نه شخصیت ها در طول فیلم تغییر می کنند و نه موقعیت های کمیک، چیزی به شناخت مخاطب از آنها می افزاید. آنها بیشتر ابزارهایی برای عبور از یک شوخی به شوخی بعدی اند تا شخصیت هایی که مقرر است داستانی را پیش ببرند.
تمسخر بانوان محجبه
البته از متن مملو از هجویات مبتنی بر بی منطقی، سطحی نگری و شوخی های جنسی، انتظار چندانی فراتر از «خانم والده» هم نمی توان داشت؛ مجموعه تهیه و تولید و کارگردانی هم در این راستا حرکت کرده اند.
اگر قرار باشد ارتقاء سبکی برای این فیلم نسبت به آثار قبلی این جریان پیدا نماییم، شاید تنها بتوان به ورود آن به سبک زندگی یک قشر خاص اشاره نمود. شوخی با زنان محجبه هم در همین چارچوب وارد فیلم می شود؛ هرچند بنظر می رسد آن هم بیشتر از هر چیز محصول لزوم پنهان کردن بدن زنانه در روند زن پوشی است. اما حاصل، در مواردی چیزی جز شوخی های سخیف با یک سبک زندگی و یک گروه اجتماعی خاص نیست.
با این حال، مساله اصلی حتی اینجا هم متوقف نمی شود.
فیلمی که فقط توهین به یک قشر نیست؛ توهین به تماشاچی است
بیش از آن که نگران نوع بازنمایی یک قشر خاص در «خانم والده» باشیم، باید نگران ایجاد سینمای توهین آمیزی باشیم که نه برای وقت و پول مخاطب ارزشی قائل است، نه برای درک او و نه برای سلیقه و ارزش های فرهنگی تماشاچی ایرانی.
تماشاگر برای دیدن یک فیلم هزینه می کند و قسمتی از وقتش را در سالن می گذارد؛ حداقل انتظار این است که محصولی که با مجوز رسمی روی پرده می رود، از ابتدائی ترین استانداردهای قصه گویی، شخصیت پردازی و ساختار برخوردار باشد. نمی توان هر اثر کم مایه ای را با این استدلال که «اگر اکران نشود، زیرزمینی عرضه می شود» روانه پرده کرد و بعد مسئولیت کیفیت فرهنگی و هنری آنرا به گردن مخاطب انداخت.
سازمان سینمایی اگر مقرر است صرفاً مجوز صادر کند و مسئولیتی در قبال سطح کیفی محصول نهائی نداشته باشد، پس اساسا معنای تنظیم گری در این زمینه چیست؟
ترس از عرضه زیرزمینی، سانسور غیررسمی یا از دست رفتن بازار رسمی، نمی تواند مجوزی برای رها کردن استانداردهای سینمایی باشد. اگر مقرر است سینما بعنوان یک صنعت فرهنگی به حیات خود ادامه دهد، نهاد متولی آن نمی تواند نسبت به آثاری که با مجوز رسمی خودش به مخاطب عرضه می شوند، هیچ مسئولیتی احساس نکند.
«خانم والده» فقط یک فیلم ضعیف نیست؛ نمونه ای از وضعیتی است که در آن، وقتی فیلتر کیفی کنار می رود، هر ایده کم رمق و هر مجموعه شوخی تاریخ مصرف گذشته ای می تواند به فیلم تبدیل گردد، بلیت بفروشد و وقت مخاطب را بگیرد؛ آن هم با مُهر رسمی همان نهادی که مقرر است از سینما تنظیم گری کند.
سوال اساسی این است که آقای وزیر حاضر است با خانواده خود این فیلم را ببیند؟
منبع: بامداد نو
منبع: بریونی
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب