سرزمین فرشته ها فیلمی پرمدعا و تهی از معنا
بریونی: فیلم «سرزمین فرشته ها» به کارگردانی بابک خواجه پاشا، با تمرکز روی رنج مردم غزه، پرمدعا و سطحی ظاهر شده و بیشتر فرم گرایی بی روح را جای روایت انسانی واقعی قرار داده است.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق
- فیلم «سرزمین فرشته ها» ساخته بابک خواجه پاشا که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، نمونه ای بارز از فیلم سازی فرم گرا و تهی از محتواست که تحت پوشش طرح یک مسئله بین المللی مهم، جنایت رژیم صهیونیستی در غزه، تنها به بازتولید کلیشه ها و تصاویر تصنعی می پردارد. با بررسی فضای نقد در شبکه های اجتماعی و رسانه های تخصصی، می توان دریافت که این فیلم با شکافی عمیق بین ادعا و اجرا روبروست.
فرم بی روح در خدمت محتوای پوچ
بابک خواجه پاشا که پیش از این با آثاری متوسط شناخته می شد، در این فیلم کوشیده که با نگاهی سیاه نمایانه به زندگی ساکنان غزه همزمان با جنایات رژیم صهیونیستی بپردازد. اما آن چه عرضه می کند، بدون تحلیل استراتژیک و ژئوپولتیک است و از همان شروع با نماهای طولانی و خسته کننده ای که ظاهراً قصد ایجاد فضاسازی دارند، مخاطب را درگیر بازیهای فرمالیستی بی فایده می کند. ریتم کند و غیرطبیعی فیلم نه از ضرورت دراماتیک، که از ناتوانی در پیشبرد روایت سرچشمه می گیرد.
شخصیت پردازی سطحی و کلیشه ای
شخصیت های فیلم همچون مهره های شطرنجی هستند که فقط جهت نمایش یک موقعیت از پیش تعیین شده طراحی شده اند. مردم غزه در این فیلم یا قربانیان منفعل و بی اختیار اند یا افرادی آماده شهادت. هیچ یک از شخصیت ها ابعاد انسانی پیچیده ای ندارند و تنها بعنوان نمادهایی از "رنج" و "محرومیت" به تصویر کشیده می شوند. این رویکرد نه تنها به درک بهتر موقعیت مردم غزه کمک نمی کند، گویی هیچ دلاوری همچون یحیی سنوار زیست نداشته است و این صهیون است که در نهایت با قدرت نظامی خود بر مردمان این سرزمین قالب می شود. اثری سیاه شبیه فیلمهای ضدجنگی که در طول سالیان اخیر تحت عنوان دفاع مقدس تولید شده اند.
دیالوگ های مصنوعی و شعارزده
یکی از ضعف های بارز فیلم، دیالوگ های غیرطبیعی و پر از جملات کلیشه ای است. شخصیت ها بجای صحبت کردن مانند انسان های واقعی، گویی متن هایی از یک کتاب شعر را برای هم می خوانند. این شعارزدگی به حدی است که لحظه ای مخاطب را با فیلم همراه نمی سازد. فیلمساز بجای نشان دادن مصائب توام با حماسه بوسیله کنش و واکنش شخصیت ها، ترجیح داده همه مسایل را مستقیماً و از زبان شخصیت ها بیان کند که این امر از تأثیر دراماتیک فیلم به شدت کاهش می دهد.
نگاه شرق شناسانه و تحقیرآمیز
نگاه فیلم به جامعه فلسطینی، نگاهی بدون روحیه جهادی است ودر عمل به تحقیر همان کسانی می پردازد که ادعای دفاع از آنها را دارد. این نگاه نوع دوستانه دروغین که در سینمای ایران به کرات دیده شده، در «سرزمین فرشته ها» به اوج خود می رسد.
ضعف های فنی و اجرایی
فیلم از نظر فنی نیز با مشکلات مختلفی روبروست. تدوین غیرحرفه ای که نه ریتم مناسبی به وجود می آورد و نه در خدمت روایت است، فیلمبرداری یکنواخت که بر خلاف ادعای واقع گرایی، فضایی بطورکامل مصنوعی خلق کرده، و بازی هایی اغلب ضعیف از بازیگران که حتی بازیگران شناخته شده نیز نتوانسته اند با دیالوگ های مصنوعی کنار بیایند، همگی از ضعف های اجرائی این اثر هستند.
سوءاستفاده عاطفی از مخاطب
فیلم بجای آنکه بوسیله قصه گویی و ایجاد همذات پنداری، مخاطب را با موضوع درگیر کند، مستقیماً به سراغ سوءاستفاده عاطفی می رود. صحنه های رنج و محنت آنقدر اغراق آمیز و بی تناسب نمایش داده می شوند که بعد از مدتی تأثیر خودرا از دست داده و حتی امکان دارد موجب ایجاد واکنش معکوس در مخاطب شوند. این تکنیک ارزان و سطحی برای تأثیرگذاری، نشان دهنده ناتوانی فیلمساز در خلق درام عمیق و ماندگار است.
فرصتی از دست رفته
«سرزمین فرشته ها» فرصت بی نظیر برای پرداختن به یکی از مهم ترین و پیچیده ترین مسایل بین المللی معاصر را به آسانی از دست داده است. بجای ارایه تحلیلی چندبعدی و انسانی از زندگی مردم غزه، به بازتولید کلیشه ها و تصاویر تکراری پرداخته است. این فیلم نه تنها به درک بهتر موقعیت مردم غزه کمک نمی کند، بلکه با نگاهی سطحی و شعارزده، امکان گفتگوی سازنده درباره ی این مورد مهم را نیز مخدوش می سازد.
بابک خواجه پاشا با این اثر ثابت کرده که علاقمند به بازی با فرم های سینمایی است بدون آنکه محتوای مناسبی برای پر کردن این فرم ها داشته باشد. «سرزمین فرشته ها» فیلمی است که می خواهد مهم باشد، می خواهد تاثیر گذار باشد، اما در نهایت تنها اثری است پرمدعا و خالی از ارزش های هنری و انسانی واقعی.
به طور خلاصه، اما آنچه عرضه می کند، بدون تحلیل استراتژیک و ژئوپولتیک است و از همان شروع با نماهای طولانی و خسته کننده ای که ظاهراً قصد ایجاد فضاسازی دارند، مخاطب را درگیر بازی های فرمالیستی بی فایده می کند. صحنه های رنج و محنت آنقدر اغراق آمیز و بی تناسب نمایش داده می شوند که پس از مدتی تاثیر خودرا از دست داده و حتی امکان دارد باعث ایجاد واکنش معکوس در مخاطب شوند. این فیلم نه تنها به درک بهتر موقعیت مردم غزه کمک نمی کند، بلکه با نگاهی سطحی و شعارزده، امکان گفتگوی سازنده در رابطه با ی این مورد مهم را هم مخدوش می سازد.
بابک خواجه پاشا با این اثر ثابت کرده که علاقه مند به بازی با فرم های سینمایی است بدون آن که محتوای مناسبی برای پر کردن این فرم ها داشته باشد.
منبع: بریونی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب